کاش
ڪاش میشـــــــد ...
بعضے از آدمهـــــــــارو پس انداز ڪرد
بعضـــــــے روزهــــــــا
جاے خالیشـــون بـــدجور
اذیـــت میڪنــه
+ نوشته شده در دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۵:۴۵ ب.ظ توسط javad
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم دل من تنها بود