پنچ شنبه ها
دست به تلفن شدم که زنگ بزنم
خواستم بگویم امروز پنجشنبه است!
راستش گفتم این را که حتما خودت می دانی...
بذار این را بگویم، پنجشنبه ها دلتنگی خاص خودش را دارد
نه از نوع جمعه است نه از آن سه شنبه های بی نام و نشان
یک جوری از همان اول صبح منتظرت می کند
یک چشمت به گوشی
یک چشمت به پنجره
تا خبری بشود، می شود پنجشنبه را در خانه هم سر کرد
تو بیا من برایت چای دم می کنم با طعم عشق...
پنجشبه ها جنسشان جنس دیگری است
نگذار دلتنگی دیوانه ام کند...!!
خواستم بگویم امروز پنجشنبه است!
راستش گفتم این را که حتما خودت می دانی...
بذار این را بگویم، پنجشنبه ها دلتنگی خاص خودش را دارد
نه از نوع جمعه است نه از آن سه شنبه های بی نام و نشان
یک جوری از همان اول صبح منتظرت می کند
یک چشمت به گوشی
یک چشمت به پنجره
تا خبری بشود، می شود پنجشنبه را در خانه هم سر کرد
تو بیا من برایت چای دم می کنم با طعم عشق...
پنجشبه ها جنسشان جنس دیگری است
نگذار دلتنگی دیوانه ام کند...!!
+ نوشته شده در جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۵۵ ب.ظ توسط javad
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم دل من تنها بود