حماقت
گاهی وقتا انقدر گذشته،سخت بهمون ميگذره،
كه حاضريم برای آروم شدن،
دست به هر حماقتی بزنيم
كه فقط ذره ای آروم بشيم
هر از گاهی پيغامی
دلم برات تنگ شده ای
تبادلِ عكسی
رفتم فلان جا يادت افتادمی...
به هر چيزی چنگ ميزنيم واسه آروم كردنِ خودمون
دقيقاً مثل آمپولِ دگزا ميمونه
دردت رو كامل خوب نميكنه
كلی عوارض داره
اما آرامشِ موقتش رو با هيچی عوض نميكنی...
كه حاضريم برای آروم شدن،
دست به هر حماقتی بزنيم
كه فقط ذره ای آروم بشيم
هر از گاهی پيغامی
دلم برات تنگ شده ای
تبادلِ عكسی
رفتم فلان جا يادت افتادمی...
به هر چيزی چنگ ميزنيم واسه آروم كردنِ خودمون
دقيقاً مثل آمپولِ دگزا ميمونه
دردت رو كامل خوب نميكنه
كلی عوارض داره
اما آرامشِ موقتش رو با هيچی عوض نميكنی...
+ نوشته شده در جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۵:۴۸ ب.ظ توسط javad
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم دل من تنها بود