عشق شیرین
همیشه فکر می کردم عشق شیرین است ولی وقتی تجربه اش کردم طعم دیگری داشت ،
بیشتر طعم شور تا شیرین
این را از اشکهایی که شب ها موقع خوابیدن نا غافل از روی گونه هایم سر میخورد و گاهی مزه شان میکردم فهمیدم ...
تازه فهمیدم که عشق فقط لبخند و شادی نیست گاهی هم درد دارد ،
و فقط در قلب آدم ها جا خوش نمی کند گاهی هم جمع می شود توی چشمها و سرازیر می شود
تازه فهمیدم عشق گاهی می تواند شورترین شیرین زندگی آدم شود
وقتی پای دلبری چون تو در میان است
بیشتر طعم شور تا شیرین
این را از اشکهایی که شب ها موقع خوابیدن نا غافل از روی گونه هایم سر میخورد و گاهی مزه شان میکردم فهمیدم ...
تازه فهمیدم که عشق فقط لبخند و شادی نیست گاهی هم درد دارد ،
و فقط در قلب آدم ها جا خوش نمی کند گاهی هم جمع می شود توی چشمها و سرازیر می شود
تازه فهمیدم عشق گاهی می تواند شورترین شیرین زندگی آدم شود
وقتی پای دلبری چون تو در میان است
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱:۱۹ ب.ظ توسط javad
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم دل من تنها بود