کاش داشتمت
بیا با هم حرف بزنیم.
نه اینکه فکر کنی یک سال است ندیدنت مرا آزرده کرده.
نه اینکه فکر کنی تقلا می کنم.
نه اینکه فکر کنی پافشاری می کنم.
نه اینکه فکر کنی بدون تو می میرم و چنین و چنان.
بیا با هم حرف بزنیم.
نه اینکه فکر کنی شیدا شده ام
نه اینکه فک کنی حسود شده ام
نه اینکه فکر کنی بی حضور تو زندگی ام نمی گذرد.
نه اینکه فکر کنی هنوز طرح خنده ی تو را در ذهنم تجسم می کنم.
نه...
نه...
بیا فقط کمی
با هم حرف بزنیم.
دلم برای صدایت تنگ شده.
تا تبریک گویی تولدم را
و من لذت ببرم از بودنت
که کاش داشتمت
کاش.......
نه اینکه فکر کنی یک سال است ندیدنت مرا آزرده کرده.
نه اینکه فکر کنی تقلا می کنم.
نه اینکه فکر کنی پافشاری می کنم.
نه اینکه فکر کنی بدون تو می میرم و چنین و چنان.
بیا با هم حرف بزنیم.
نه اینکه فکر کنی شیدا شده ام
نه اینکه فک کنی حسود شده ام
نه اینکه فکر کنی بی حضور تو زندگی ام نمی گذرد.
نه اینکه فکر کنی هنوز طرح خنده ی تو را در ذهنم تجسم می کنم.
نه...
نه...
بیا فقط کمی
با هم حرف بزنیم.
دلم برای صدایت تنگ شده.
تا تبریک گویی تولدم را
و من لذت ببرم از بودنت
که کاش داشتمت
کاش.......
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱:۲۴ ب.ظ توسط javad
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم دل من تنها بود