انقدر
آنقدر
"دوستت دارم"ها
"دلتنگى"ها
"خاطرات"
به زبان هاى گوناگون روى قلم ها چرخیده
كه ترجیح میدهم
قلم را زمین بگذارم و
تمامِ آشوب هاى دلم را كنارِ گوشَ ت نجوا كنم
بودنت را لازم دارم،
براى چند دقیقه ابرازِ دلتنگى...
دیگر كافیست،
هر آنچه خواندى و به رویَت نیاوردى!
"دوستت دارم"ها
"دلتنگى"ها
"خاطرات"
به زبان هاى گوناگون روى قلم ها چرخیده
كه ترجیح میدهم
قلم را زمین بگذارم و
تمامِ آشوب هاى دلم را كنارِ گوشَ ت نجوا كنم
بودنت را لازم دارم،
براى چند دقیقه ابرازِ دلتنگى...
دیگر كافیست،
هر آنچه خواندى و به رویَت نیاوردى!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱:۲۶ ب.ظ توسط javad
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم دل من تنها بود