حال خوب
حالم خوب نيست
با تو اما...
بهتر نخواهد شد.
ميدانم اگر باشی هم بد خواهم بود...
ميدانم اگر دست سردم را بگيري هم سرد خواهم بود.
ميدانم و نميخواهم بيايی.
برو و پشت سرت را هم نگاه نكن...
بگذار همان چشمان زيبا
همان لبخند
همانی كه در ذهنم شكل گرفتی باقی بمانی..
نَيا تا همه تفكراتم راجع به تو همانطور قشنگ بماند
نَيا و بگذار سرد بمانم
سرد بمانم اما
اما
بگذار همانطور قشنگ كه در ذهنم شكل گرفتی
بمانی...
با تو اما...
بهتر نخواهد شد.
ميدانم اگر باشی هم بد خواهم بود...
ميدانم اگر دست سردم را بگيري هم سرد خواهم بود.
ميدانم و نميخواهم بيايی.
برو و پشت سرت را هم نگاه نكن...
بگذار همان چشمان زيبا
همان لبخند
همانی كه در ذهنم شكل گرفتی باقی بمانی..
نَيا تا همه تفكراتم راجع به تو همانطور قشنگ بماند
نَيا و بگذار سرد بمانم
سرد بمانم اما
اما
بگذار همانطور قشنگ كه در ذهنم شكل گرفتی
بمانی...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۴ ق.ظ توسط javad
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم دل من تنها بود