بیا تا هم دگر باشیم
بيا لباس هم باشيم
دكمه دكمه
روی تن هم بوسه بدوزيم
دلم می خواهد
دستِ من در آستينِ تو باشد
دستِ تو در آستينِ من
طوری كه عطر تنمان گيج شود
و آغوش، نفهمد چه كسی
آن يكی را بيشتر از
آن يكي دوست دارد
راستش را بخواهی
من از اين جنس سردرگمی ها
كه نمی دانی تار عاشق تر است يا پود
خوشم می آيد......
دكمه دكمه
روی تن هم بوسه بدوزيم
دلم می خواهد
دستِ من در آستينِ تو باشد
دستِ تو در آستينِ من
طوری كه عطر تنمان گيج شود
و آغوش، نفهمد چه كسی
آن يكی را بيشتر از
آن يكي دوست دارد
راستش را بخواهی
من از اين جنس سردرگمی ها
كه نمی دانی تار عاشق تر است يا پود
خوشم می آيد......
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۱۴ ق.ظ توسط javad
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم دل من تنها بود