عهد کردم ولی.....
عهد کرده ام که دیگر دلم برایت تنگ نشود...
برای حرفهایت؛
برای نوازشهایت؛
برای دوستت دارم گفتن هایت؛
برای چشمان زیبایت
دلم تنگ نشود.....!
واسه سفرهایی که دیگه نمیریم....
یا اون عکسایی که قسمت نمیشه بگیریم....
واسه باوری که بهت داشتم
واسه اون عشقی که بی خداحافظی رفت
دلمتنگ نشود.....!
کاش میتوانستم....!
کاش.....
برای حرفهایت؛
برای نوازشهایت؛
برای دوستت دارم گفتن هایت؛
برای چشمان زیبایت
دلم تنگ نشود.....!
واسه سفرهایی که دیگه نمیریم....
یا اون عکسایی که قسمت نمیشه بگیریم....
واسه باوری که بهت داشتم
واسه اون عشقی که بی خداحافظی رفت
دلمتنگ نشود.....!
کاش میتوانستم....!
کاش.....
من.عهد کردم.ولی بازهم.عهدم.را میشکنم ......
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۷:۱۱ ب.ظ توسط javad
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم دل من تنها بود