وشاید تو‌همان گمشده ای هستی که هر روز در پی اش هستم و چه سخت است نشانی هایی که از رهگذران میجویم همه نشانی توست ولی یا من راه بلد خوبی نیستم یا تو‌خیلی دوری

​​​​​​کاش در جایی ساکن شوی تا من خسته و‌بریده از همه این دنیای پر از درد به رو به روی نگاهت برسم انقدر با پای برهنه در این بیابان قدم زدم برای رسیدن به تو که پاهایم زخم شده و نای راه رفتن ندارم دیگر بریده ام ولی همچنان قدم بر میدارم برای رسیدن به تو